على ربانى گلپايگانى
351
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
دارد ) مانند انسان و فرس كه در حيوانيت متحد مىباشند ( و به عبارت ديگر واحد حقيقى آن است كه وحدت صفت خود او باشد و واحد غيرحقيقى آن است كه وحدت صفت متعلق او باشد . ) و واحد حقيقى يا ذاتى است متصف به وحدت ( صفت وحدت زائد بر ذات موصوف است ) و يا ذاتى است كه عين وحدت است و نوع دوم وحدت حقّه است ، مانند وحدت براى صرف از هرچيز ( زيرا صرف الشىء لايتثنى و لا يتكرر و آنچه تثنيه و تكرار در آن راه ندارد ، قهرا كثرت هم ندارد ، پس عين وحدت است . ) و هنگامى كه وحدت عين ذات موصوف باشد ، واحد و وحدت در آن يك چيز خواهند بود و نوع اوّل ( كه وحدت زائد بر ذات است ) واحد غير حقه است مانند انسان واحد ( كه صفت وحدت زائد بر ذات او است ) . و واحد به وحدت غير حقه يا واحد بالخصوص است و يا واحد بالعموم و قسم اوّل همان واحد بالعدد است كه به واسطهء تكرر آن عدد حاصل مىشود و قسم دوّم مانند نوع واحد و جنس واحد است ( كه هركدام در عين واحد بودن داراى شمول و عموميت است و بر مصاديق كثيره منطبق مىگردد . ) . و واحد بالخصوص ( بر دو قسم است ) : 1 - يا بهگونهاى است كه همانطور كه از حيث وصف وحدت تقسيم نمىشود ، از حيث موصوف و طبيعت معروض وحدت نيز تقسيم نمىشود . 2 - بهگونهاى است كه از نظر موصوف و طبيعت معروض وحدت تقسيم مىشود . و قسم اوّل ( كه موصوف و معروض وحدت قابل تقسيم نيست ) يا نفس مفهوم وحدت و عدم انقسام است ( چنانكه مىگوئيم : الوحدة واحد ) و يا غير آن است و آن غيريا داراى وضع ( جهت حسى ) است مانند نقطهء واحد و يا داراى وضع ( حسى ) نيست مانند موجود مفارق ( و در مرحلهء پنجم ، فصل ششم بيان گرديد كه عقول مجرده نوعشان منحصر در فرد است ) و اين موجود مفارق يا بهگونهاى تعلق به ماده دارد مانند نفس و يا هيچگونه تعلق و ارتباطى در وجود خود به ماده ندارد